تبليغاتX
متولد ماه مهر

متولد ماه مهر

روزی که مردانگی می میرد...

همه ما خوب میدانیم که سیستم بانکداری ما بسیار کهنه و سنتی اداره میشود به طوری که این نوع بانکداری در ۵۰ سال پیش در اروپا رواج داشت.

نکته مهم اینجاست که آیا ما توانایی به روز کردن سیستم را نداریم؟ یا در خواب به سر میبریم؟ و یا اینکه مردم و وقت آنها و آسایش آنها برای ما پشیزی ارزش ندارد؟

به ما چه که مردم در صفهای طولانی بایستند ٬ به ما چه که مردم وقتشان تلف شود ٬ به ما چه که مردم دچار کمردرد و پا درد بشوند٬ به ما چه که مردم ناراضی اند؟ به ما چه هزینه بانکداری سنتی به ازای هر تراکنش بیش از یک دلار هزینه دارد همه اینها به ما مربوط نیست چون ما نه به دنبال پیشرفت هستیم نه بهره وری ما دنبال کم کردن هزینه ها نیستیم اصلا به ما چه مربوط که هزینه ها کاهش یابد؟ مگر از کیسه پدرما کم میشود؟ تازه به فرض محال هم که کم شود ٬ مردم که نمردند از گرده آنها بیرون میکشیم!!!!

تنها آرزوی من اینه که روزی توی خونه نشسته باشم و کلیه اقساط و قبوض رو بدهم بدون اینکه کمردرد و پا درد  و واریس بگیرم. آیا این رویای من به عمر من قد میدهد؟

من حتی به همین شیوه سنتی بانکداری هم انتقاد دارم:

روزی برای کاری به شعبه میدان آرژانتین بانک تجارت گذرم افتاد. همش فکر میکردم که الان اونجا غوغاست و من برای وصول یک چک ناقابل باید ساعتها توی صف باشم اما در کمال ناباوری به محض ورود به بانک به محل تحویل چک هدایت شدم آنجا پشت نویسی چک انجام شد و من آنرا به متصدی تحویل دادم ایشان هم به من گفت به صندوق شماره ۴ مراجعه کنم. فکر کنم مجموع ایستادن من در بانک به ۵ دقیقه نرسید!!! و من خوشحال از اینکه بی جهت معطل نشدم با روحیه ای خوب از بانک بیرون زدم.

شعبه مذکور دارای ۶ صندوق مجزا بود که هر شخص بعد از تحویل مدارک خود به یکی از اینها هدایت میشد که در نهایت هیچ صفی توی بانک دیده نمیشد و کارها بسیار روتین و با کلاس انجام میگرفت.

خدا پدر رئیس شبه رو بیامرزه که به وقت و جان مردم این قدر اهمیت میداد.... مملکت ما برای پیشرفت به این دست از مدیران نیازمند است و تا زمانی که نسل قدیم مدیران که حتی کار ساده با ویندوز رو نمیشناسند در مسند کار باشند ما مردم بی گناه باید تاوان بیکفایتی آنها را متحمل شویم چرا که اینان حتی از نام پرداخت الکترونیکی و اینترنتی وحشت دارند چه اینکه بخواهند خود طلایه دار این سیستم باشند.

تنها جراتی که نشان داده اند بردن صفهای طولانی درون بانک به بیرون بانک و جلوی خودپردازهاست که به هیچوجه جوابگوی مردم بدبخت نیست.

بانک مرکزی به شدت از پرداخت اینترنتی و الکترونیکی حمایت میکند و حتی پورتهایی برای انتقال اطلاعات بانکها به شکلی که ایمن باشد تهیه دیده اما هیچکدام از روسای بانکهای دولتی کوچکترین تمایلی به تغییر شیوه سنتی بانکداری به مدرن از خود نشان نمیدهند.

موفق باشید.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 11:46  توسط ایمان  | 

امروز که کانال mbc نایلست  رو میدیدم برنامه جالبی در مورد شاه و فرح و جشنهای ۲۵۰۰ ساله و زمردهای نصب شده روی تاج فرح  و وزن  و رنگ اون زمردها داشت.

یکبار دیگر هم در مورد ایران و انقلاب ایران از این کانال برنامه دیده بودم که اون تصاویر هم بدیع بودند و من تا حالا ندیده بودم. اما نکته ای که مرا بر آن داشت تا پست امروز رو به این مطلب اختصاص بدم  چیزی بود که خیلی اعصابم رو خورد کرد:

اعراب دیوانه و سوسمار خور هنوز سر عقل نیومدند و با اینکه موسسه  نشنال ژئوگرافیک  اقدام خودش رو در نام نهادن خلیج فارس به نام جعلی خلیج عربی پس گرفت اما آنها هنوز درس نگرفته اند و نیازمند یک گوش مالی حسابی هستند تا بفهمند خلیج فارس همیشه خلیج فارس هست و میماند و هیچ کس حق ندارد خلاف جهت این موضوع حرکت کند.

اشتباه نکنید این موضوع شامل کشور لبنان نیست چون لبنان مستعمره ایران است و البته مستعمره ای زیبا و خوش آب و هوا مثل استرالیا برای انگلیس.

و این را قدر مسلم بدانید که صدها میلیون دلار پول نفت ما که همیشه دادن آنرا انکار کردیم٬ گوشتی بر تن فرشتگانی همچون نانسی عجرم و نوال الزغبی خواهد شد و به کشف هنر و استعداد جوانانی از این دست کمک شایانی خواهد شد.

 

 

لذا مردم ایران باید شاد باشند که این خطه سرسبز دنیا و عروس خاورمیانه مستعمره ماست و از درون این خاک زیبا فرشتگان و زیبا رویان معروفی به دنیا معرفی می شود.

الحق و والانصاف من که راضیم.

هرچند که با اخم و تخم حکومت مبنی بر اینکه ماهواره بد است و بی حجابی می آورد و دیشها را بیایید تحویل دهید والا به زور آنها را جمع میکنیم روبه رو شویم و نتوانیم جدید ترین هنرنمایی این شاه ماهییهای دنیای هنر و آواز را مشاهده نماییم ٬ اما باکی نیست....

زندگی رو عشقه....

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت 16:40  توسط ایمان  | 

 سلام

این پست رو میگذارم تا در مورد مدت مکالمه با موبایتان تجدید نظر کنید!!!

مواد لازم:
1- 2 عدد موبايل
2- 2عدد تخم‌مرغ
3- 3 تا جعبه سيگار
همين....

طرز تهيه:
ابتدا تخم مرغ را روي ميز قرار دهيد و دو عدد موبايل را در كنارش قرار دهيد...
هر دو موبايل را در حالت مكالمه با يكديگر قرار دهيد ....
چند ساعت بعد غذاي شما حاضر هست...
نوش‌جان

تصاوير طرز تهيه...
چقدر موبايل ضرر داره به انسان...

منبع:تی تی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385ساعت 10:52  توسط ایمان  | 

یک ماشین باز متعصب همیشه یک ماشین باز باقی میمونه حتی اگه ازدواج کنه!!!!!!

منبع:تی تی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مرداد 1385ساعت 15:16  توسط ایمان  | 

مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید .
تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید.

(این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است)
1. ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی
دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.
2. چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید
3. به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند .

4. سعی کنید انگشتان شصت را از هم جدا کنید.
انگشت شصت نمایانگر والدین است.

انگشت های شصت می توانند از هم جدا شوند
زیرا تمام انسان ها روزی می میرند .
به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.
5. لطفا مجددا انگشت های شصت را به هم متصل کنید .
سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید.
انگشت دوم (انگشت اشاره ) نمایانگر خواهران و برادران هستند.
آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند .
این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.
6. اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از
هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است.
دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.
7. انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم
(همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید.
احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید.
به این دلیل که آنها نماد زن و شوهرهاي عاشق هستند که برای تمام عمر با هم
می مانند. عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.
انگشت شصت نشانه والدین است .
انگشت دوم خواهر و برادر .
انگشت وسط خود شما .
انگشت چهارم همسر شما .
و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است .

منبع:  sat4u 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385ساعت 2:12  توسط ایمان  | 

تجربه چند ساله من در امر رانندگی نشون میده بی فرهنگی در قشر عزیز مسافر کش به طور بارزی وجود داره. حالا چه این مسافر کش پیکان باشه چه پراید چه آردی...

والبته در این مسئله پیکانهای فرسوده نقش بسیار چشمگیری دارند.

بارها شده است به علت حماقتهای یک خودرو فرسوده با اینکه راه مال من بوده ٬ مجبور شدم کوتاه بیام و بگذارم آقا با گاری درب و داغونش خودش رو جا کنه.

حالا این نسل با فراهم شدن شرایط اقساط توانسته اند آردی و پراید بخرند.

اما با خرید این نوع خودرو ها همچنان به رانندگی وحشیانه خود ادامه میدهند و چیزی جلودار آنها نیست.

بله بی فرهنگی در رانندگی دارد ریشه دار میشود.

به جرآت میتوانم بگم دارنده یک ماکسیما یا زانتیا بسیار بیشتر از دارنده پراید احتیاط میکند و این به علت قیمت بالای خودروی اوست. اما سوال اینجاست: حالا که شما پول زیادی برای خرید خودرو نداده ای باید بی فرهنگی کنی؟؟؟   باید حق دیگران رو بخوری؟ و راه باز کنی؟

دارنده خودرو فرسوده که خیالش کاملا راحت است چون در صورت برخورد با او اتفاق خاصی نمیافتد او که ماشینش اسقاطی است پس چرا نگران باشد؟ بگذار به صف خودروهای مردم حمله کند و راه باز کند.

متاسفانه برای دارندگان پراید نیز چنین شده است و  جدیدا این موج رو توی اونها هم مشاهده کرده ام. اما تاکسی های سمند که رانندگان آنها همان تاکسیهای قراضه و درب و داغان قدیمی بودند٬ مثل اینکه این نوع رانندگی قراضه را از اسب قدیمیشان به ارث برده اند و گوشه کنار سمندهای زرد تاکسی که در ظرف چند ماه به اینور و آنور مالیده شده حکایت از این مشکل بزرگ میکنند.

وقت آن نشده که خود پلیس خود باشیم؟؟؟

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 1:48  توسط ایمان  | 

چطور میشه به کسی اعتماد کرد و ازدواج کرد؟؟

وقتی آخر زمون شده و به قول دوستم همه دختر ها حداقل یک بار رابطه داشتند...

اون همه رو میشناسه با هر دختری هم دوست میشه حداکثر یک هفته باهاشه و بعد خداحافظ...

بخاطر تیپی هم که داره دخره میاد پیشش التماس میکنه...

چطور میشه دختر دست مالی نشده ای رو پیدا کرد؟؟؟

دلم خونه دیگه حالم به هم میخوره از این دنیای کثافت.....

هم از مردای کثافت هم از زنهای کثافت....

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 17:40  توسط ایمان  | 

 یک 332F انداختم ۱۷۵۰۰۰ تومن که سوکت فابریک بود و حتی یک سیم هم تو ماشین من بریده نشد.
نکته مهم این نوع سوکت فابریک داشتن ۲ عدد کلید لادری برای درهای جلو بود که من نصب کردم(برای اینکه به سیستم خود ماشین وصل نشه و خدایی نکرده سیمی از اون پاره نشه.)
یک رادار اولتراسونیک هم گذاشتم تا دزده رو واقعا به چالش بکشونم.
از انتخابم کاملا راضی هستم.
این دزدگیر رو مخصوص ۲۰۶ زده بودن و همه پیش بینیها برای اینکه خون از دماغ کسی نیاد شده بود.
توصیه من از این به بعد برای ۲۰۶ 332F مجیکار میباشد. 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 1:47  توسط ایمان  | 

این هم از کثافت کاری یک دزد بی ناموس و بی شرف:

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 11:0  توسط ایمان  | 

 بلاخره اینقدر این دست و اون دست برای گذاشتن دزدگیر کردم که امشب زاپاس ۲۰۶ رو بردند البته از توی پارکینگ خونه!!!!
روش کار به این صورت بوده که با پیچ گوشتی به زیر توپی ضربه زده و از اونجا قفل مرکز رو باز کرده منم که زاپاس رو توی صندوق گذاشته بودم با کل دم و دستگاه و آچار چرخ همه رو برده و من شب ساعت ۱۱ فهمیدم.
عکسش رو فردا که روز باشه میگیرم و میگذارم.
اونایی که برای دزدگیر دو دل هستند عبرت بگیرند و حتما مجهز کنند.

اون از امتحانات و دانشگاه این هم از ماشینمون!!!!

مرسی شانس٬ ایمان به فدایت...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:37  توسط ایمان  | 

بررسی قدرت پاس کردم و سیگنال افتادم

استاد سیگنال ما از اول ترم که دو در بازی کرد و بجای ۲.۵ ساعت ۱ ساعت سر کلاس میومد بعد به ما گفت که تمرین ها رو بیارید ۴۰ تا ۶۰ درصد نمره پایان ترم تون همینه من همون اول به بچه ها گفتم داره دروغ میگه و اینا اصلا براش ملاک نیست ولی کسی باور نکرد.

خلاصه ما بهش تمرین ها رو میدادیم و تازه درست هم حل میکردیم و میدادیم٬ دلمون هم کلی خوش بود و من فکر کنم از تمرینها ۱۵  یا ۱۶ شدم.

امتحان سوالاتی داده بود همه نکته دار که اصلا نه در جزوه بود و نه در کتاب اپنهایم یکی از دخترها که از تمرین شده بود ۶ نمره اش شده ۱۵ و اما من چی؟

من با ۱۵ تمرینهام داده  ۶.۵ در صورتی که دختره مطمئنم هیچی نمیفهمه و سوالاش رو از دوستم می پرسید.

اما نکته مهمش این بود که دختره پایان ترم رو هم خوب نداده بود چون بعد از امتحان کلی گریه و زاری کرد که من خراب کردم و میوفتم...

خلاصه الان کلی دمغ ام به بچه ها گفتم برام اعتراض بزنن.

اون ۶.۵ رو هم خودم رو برگه گرفتم مطمئنم اما تمرینها چی؟ دروغ بود؟

دزدی استاد از وقت کلاس چی؟

به خاطر همین خراب درس دادنش فقط ۱۱ نفر تو امتحان پایانی شرکت کردند که از این ۱۱ نفر ۶ نفر پاس و ۵ نفر افتادند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 13:53  توسط ایمان  | 

نمی شود که تو باشی و شعر هم باشد

نمی شود که تو باشی ٬ترانه هم باشد

نمی شود که تو باشی ٬ گلدان یاس هم باشد

نمیشود که تو باشی ٬ بلور هم باشد

نمیشود که شب هنگام

                                عطر نگاه تو باشد

                                                                  محبوبه های شب هم باشند.

 

نمی شود که تو باشی ٬ من عاشق تو نباشم

 

نمی شود که تو باشی

                                    درست همین طور که هستی

                                                                    و من هزار بار خوبتر از این باشم

                                                                     وباز٬ هزار بار٬ عاشق تو نباشم

 

نمی شود میدانم...

 

 

                                                                                            یک عاشقانه آرام

                                                                                               نادر ابراهیمی

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 12:42  توسط ایمان  | 

مدار ۲ پاس کردم و معماری افتادم

خدا به خیر کنه با این وضع اعصابم

بقیه هم که معلوم نیست

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم مرداد 1385ساعت 9:26  توسط ایمان  |