سلام
امروز امتحان معماری رو دادم و بدبختانه خراب کردم...
اون مسئله رو دیشب تا دیروقت بیدار موندم و حل کردم...
دیشب من فقط ۲ ساعت خوابیدم و میل به درس خوندن زیادی داشتم٬ اتفاقا یکی از سوالاتی که روش کار کرده بودم اومده بود...
البته جواب مسله به شکل زیر است:
برای یک ۲۷۳۲ ٬ ۴کیلو حافظه لازمه
برای یک ۶۱۱۶ ٬ ۲کیلو حافظه.
و برای ۶۱۰۸ ٬ ۱کیلو کافیه
خدا پدر ماشن حسابم رو بیامرزه که اینقدر پیشرفته است همه کارهای هگز و باینری و ... رو انجام میده...
و من با کمک همون تونستم ۲ تا مثال حل شده رو تحلیل کنم و به قوانین بالا پی ببرم
اما علتش رو نفهمیدم که چرا اینجوریه؟؟
به هر حال مهم نیست دیگه ایشالا ترم بعدی میفهمم...
کلا شب زیبایی داشتم آرام و بدون دردسر همراه با عشق درس خوندن٬ فقط نکته منفیش پشه ها بودن که اذیتم میکردن منم یه پیف پاف حسابی زدم تا بلکه اجازه بدن اون ۲ ساعت رو حداقل بخوابم چون دیگه کمتر از اون جواب نمیده و غیر از مشکل درسی خواب آلودگی هنگام رانندگی هم ایجاد میکنه هرجند صبح تو راه چرت میزدم...(ساعت ۸ امتحان داشتم)
نکات مهم امتحان:
۱.خدا نسل همه خرخونها رو از زمین قلع و قمع کنه مخصوصا دخترها که یکی که کار من نشسته بود میدیدم با چه ولعی داره تر و تمیز حل میکنه و لذت میبره...
خداییش هم خیلی قشنگ و کامل جواب میداد من که لذت بردم.
هی به برگه پر از خالی خودم نگاه میکردم و سپس به برگه سیاه شده اون... و افسوس میخوردم... البته همش افسوس نبود چون رمقی برای افسوس خوردن نداشتم یکم هم تحسین کردم اون بنده خدا رو و به این فکر میکردم با این همه استعداد باید فردا مادر و همسر خوبی باشه و حرف شوهرش رو خوب گوش کنه و الا مورد غضب قرار میگیره...
همونجا به خودم لعنت کردم که چرا این بتونه و تو نتونی؟
اما خداییش من سعی ام رو اینبار کردم اگه بیفتم با عزت میفتم...
۲.اون مسئله آدرس دهی اومد ولی من نتونستم دیکودرش رو آدرس دهی کنم یعنی گیج شدم سر جلسه نفهمیدم چی به چیه (اندازه دیکودر اختیاری بود)
خب زیاد پر حرفی کردم...
منتظر کابوس دوم من در روز شنبه باشید...